دغدغه حجاب و امنیت اخلاقی جامعه
124 بازدید
تاریخ ارائه : 2/28/2015 4:00:00 PM
موضوع: تبلیغ

حجاب یکی از احکام ضروری اسلام عزیز است که عالمان شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند و در جامعه اسلامی ما بسیاری از بانوان مومن و مسلمان با عمل و رعایت همه جزییات احکام پوشش اسلامی، حجاب اسلامی را به بهترین وجه مراعات کرده و آن را از نشانه های تقوای بانوی مسلمان و انقلابی می دانند و بحمدلله روز به روز بر تعداد این افراد افزوده می شود؛ ولی سوال مهم این است که آیا مشکل حجاب و بی مبالاتی در پوشش برخی بانوان در جامعه را می توان با طرح ها و کارهای سطحی و مقطعی و پوستر و بنر و ... برطرف نمود؟ و آیا امنیت اخلاقی و اجتماعی جامعه را از این منظر می­ توان بهبود بخشید؟

آری.. اگر با همبستگی نهادها و رعایت شرایطی توسط مردم و مدیران، موانع و آفات اساسی - و قطعاً قابل درمان - که بر سر راه تمام کارهای خوب دینی به خصوص پوشش اسلامی در کشور وجود دارد برداشته شود، مشکل حجاب هم به طور کامل و صحیح حل خواهد شد.

برخی از موانع و آفات عبارت است از:

1. وجود برنامه های متناقض و متعارض در رسانه ملی (یک برنامه به سمت خداست و دیگری به سوی نا خدا) و آموزش همگانی موضوعات و اعمال خلاف شرع و معارض با حجاب اسلامی و شان زن مومن و مخالف با فتوای صریح مراجع در مجموعه برنامه های صدا و سیما. برای نمونه: طبق کدام روایت معتبر و فتوای کدام مرجع تقلیدی نپوشاندن زیر چانه، گردن، ساق دست و پوشش بدن نما برای بانوان جایز است؟!. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. چگونه می توان به فرزند آموزش حجاب داد در حالی که صدا و سیما خلاف آن را آموزش می دهد؛ آیا باید متدینین دائما بنشینند کنار کودکشان و برایش برنامه ها را نقد کنند یا ... . آیا واقعا مشکل فیلم نامه و کمبود نیروی متدین داریم؟ آیا فتاوا و فرمایشات مقام معظم رهبری و حضرت امام (ره) در دسترس مدیران نیست.

2. به طور کلی کم اهمیت بودن بیان احکام در منابر - کوتاهی ای بزرگ - و به خصوص عدم بیان احکام حجاب و پوشش توسط سخنرانان و کارشناسان محترم احکام.

توجه: همیشه لازم نیست احکام حجاب برای بانوان بیان شود؛ بلکه بر آقایان لازم و گاهی واجب است که مسائل و احکام مورد نیاز بانوان را بدانند و خود به همسر، فرزند و محارمشان بیاموزند. همین طور آموزش احکام (به طور مطلق) برای مردان و بازگو کردن اهمیت تقوا و دین داری و مسائل حجاب به طور خاص به ایشان، می تواند - به صورت غیر مستقیم - عامل موثری در پوشش اسلامی بانوان باشد. روحانیون عزیز نباید فکر کنند که پوشش بانوان تنها به آموزش و سخنرانی برای بانوان مربوط است؛ با جسارت و در کلامی مختصر و مفید باید عرض شود: بر خلاف تصور، کلید حجاب زنان به دست مردان است!. مردان اگر خوب از اوضاع جامعه آگاه باشند که هستند و طبع مردانه خود و هم نوعانشان را بدانند که می دانند و جوانمردی و غیرت را فراموش نکرده باشند که هرگز چنین نمی کنند، خوب می دانند که اگر بخواهند، می توانند تا حدود زیادی مشکل حجاب همسر و فرزندشان را حل کنند، همان طوری که مشکل خوراک و  پوشاکشان را با تمام توان و تلاش حل می کنند.

3. عدم کنترل و تنظیم بازار پوشاک و لباس ویژه بانوان و نبود لباس های مناسب و ارزان قیمت برای بانوان محجبه و حتی انحراف در دوخت و دوز مانتو و چادر اسلامی با نام ملی و دانشجویی و ... .

4. عدم کنترل جدی و دائمی کتاب ها و نرم افزارهای مخالف دین و به طور خاص پوشش اسلامی.

5. عدم برخورد جدی برخی نهادهای مبارزه با جرایم با بد حجابی های عمدی و کشف حجاب های مغرضانه و مصلحت سنجی های بیش از زیاد برای مبارزه با گنه کاران و مفسده ایجاد کردن در زندگی دین داران.

6. سستی و کم اهمیت شدن امر به معروف و نهی از منکر در میان متدینین که گاهی به اشتباهات یا حرکت های عمدی مسوولان برمی گردد و عدم ذوق و درایت و علم کافی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر.

7. دسترسی آسان به ماهواره و برنامه های مخالف عفت و شخصیت زن مسلمان و همچنین دسترسی به سایت های مبتذل.

8. نبود فضای مناسب و زیر ساخت ها در شهرسازی ها (متناسب با شهرسازی اسلامی) برای تفریح بانوان مانند پارک های ویژه بانوان در شهرها (البته نه به سبک فعلی که به اسم پارک بانوان از تمام آپارتمان های اطراف دید داشته باشد و گاهی از نرده های پارک هم به راحتی داخل پارک مشاهده می شود).

9. مبتلا کردن مردم - خواسته یا ناخواسته - به زندگی آپارتمان نشینی و عدم وجود حیاط و فضای سبز و محیط مساعد و امن (پوشیده و محفوظ) در منزل برای تفریح بانوان که متاسفانه (علی رغم آنچه تصور می شود) یکی از عوامل اصلی در بالا رفتن آمار گردشگری در کشور، بحران در ساختار مسکن - که باید محل آرامش باشد - و سبک زندگی های غیر اسلامی است نه توجه ویژه خانواده ها به شادی و ... .

توجه: اینکه برخی مدیران بیان می کنند که کار فرهنگی (دینی) را تنها باید حوزه های علمیه دنبال کنند به این معنا که وزارت خانه ها و مسوولان وظیفه دیگری دارند و باید به دنبال نیازهای مادی مردم باشند، جامعه را به این گرفتاری ها کشانده است؛ چطور می شود علما جامعه را به اسلامی دعوت کنند که برخی مدیرانش پایبند عملی به اسلام نباشند؟ چگونه کار دینی جواب می دهد در صورتی که ضد فرهنگ ها و حرکت های مخالف شرع و  آزادی های خیانت و مبتلا کردن مردم به ساختارها و مصرف گرایی های غربی و ایجاد بسترهای بی دینی در جامعه، در نگاه برخی مدیران ناخوش آیند نباشد؟ آیا می توان حتی یک پارک اسلامی داشت در حالی که مسوول زیباسازی و نظارت بر آن خانمی آرایش کرده و بد حجاب باشد؟ آیا می توان جوانی را در میان افراد معتاد رها کرد و با نصب تابلوهای آموزشی به او هشدار داد که معتاد نشود؟ آیا می توان شعار بدون محدودیت و به ظاهر شیرین، عوام فریبانه و دو پهلوی آزادی بیان داد و  بخشنامه کرد که با اسلام و امام حسین ع کاری نداشته باشید؟ آیا روش اسلام این گونه بوده است؟ آیا روایات و فتوای فقها این گونه است؟ اگر این گونه نگرشی صحیح بود چرا انقلاب کردیم؟؟. فاین تذهبون؟.

10. عدم آموزش صحیح از خطرات بی دینی، بی تقوایی و به طور خاص بدحجابی به بانوان و خانواده ها و البته نبود فیلم ها،  سریال ها و نشریات مناسب آموزشی ... .

توجه: بسیاری از بانوانی که حجاب مناسب اسلامی ندارند، قطعاً عنادی هم با اسلام و اهل بیت ع ندارند و به جهت مسائلی سطحی و در موارد زیادی به طور ناخواسته نسبت به حجاب کوتاهی کرده اند یا به دلیل عدم شناخت زیبایی ها و منافع حجاب و تقوا به این سو کشیده شده اند؛ لذا تبیین و آموزش صحیح و منطقی حجاب و ثمرات آن در زندگی فرد و جامعه در حرکت آنان به سمت پوشش صحیح اسلامی بسیار موثر است. چه بسا زنانی که حجاب اسلامی ندارند ولی در اثر محبت اهل بیت ع و موعظه ای به داشتن حجاب صحیح روی می آورند.

11. اشتغال خانم ها در مراکزی که یا بانوان واقعاً نمی توانند در آنجا دین خود را حفظ کنند و یا هوس های صاحبان این مراکز نمی گذارد که بانوان شاغل، حجاب صحیح را رعایت کنند مانند: سوپر مارکت ها و فروشگاه های عمومی و ... و عدم تفکیک دانشگاه ها علی رغم پیشنهاد برخی مراجع و علما، به اسم آزادی و ... .

توجه: هر چند اسلام با کار کردن زن مسلمان مخالفتی ندارد؛ ولی برای او نمی پسندد که چون کالایی برای درآمد بیشتر دیگران قرار گیرد.

12. سستی و فرسایشی شدن برخورد با بی احترامی نسبت به حجاب اسلامی و بد حجابی و شل و سفت شدن و سردرگمی در بخشنامه های ارگان ها به جهت رفتن این و آمدن آن و به خصوص کوتاهی نهادهای و سازمان های ذی ربط و مجلس شورای اسلامی در بخش نظارت بر قوانین حجاب.

13. نگاه های سطحی و روشنفکر مآبانه برخی مسوولان به دین و ثمرات فراوان دین داری در رشد و تعالی فرد و اجنماع و گاهی نبود تقوا، شجاعت و البته درایت، در میان تصمیم گیران و مجریان.

14. نبود مدیریت واحد، کارآمد، دارای ثبات رویه و دائمی در کشور در امر حجاب و مقوله های فرهنگی (دینی).

15. تغییر محوریت ها در جامعه به کم لطفی برخی مسوولان فرهنگی (جامعه باید مسجد محوری خود را حفظ کند).

نکته پایانی:

نگرانی ها از بی حجابی و بدحجابی ظاهری چند زن مسلمان نیست؛ نگرانی از صدای دُغُلی است - که بعدها از بی مسوولیتی های مدیران، وادادگی ها، قداست زدایی ها و آزادی خیانت، توسعه دادن های به اصطلاح سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و قالب کردن دانسته و نادانسته فرهنگ مهاجم به صورت نرم در جای جای زندگی مردم مسلمان و بالاخره فراموشی تهاجم خاموش فرهنگی و نفوذ ورشکستگان شیطان صفت است - در کشور به گوش خواهد رسید.

به هر حال جامعه دینی ما هرگز نخواهد گذاشت خون هزاران شهید گلگون کفن پایمال شود و یقینا خون شهدا ضامن حفظ اسلام و انقلاب خواهد بود؛ ولی این نوشتار یادآور نکاتی است تا معلوم شود نقص از کجاست و درمان اساسی چگونه است. لا حول و لا قوة الا بالله

92/5/22